X
تبلیغات
درباره قرآن و عترت - تفسیر سوره لقمان

آنگاه با اشاره به مسائل معاد ، هشدار می دهد که رستاخیز را فراموش نکنید و سوره به نام حضرت لقمان نام گرفته است.

غرض کلی: اوایل سوره بیان دوخط فکری است :

خط فکری اول: قرآن که جامعه باید اطراف آن را بگیرد و محافل و مجالس و رسانه ها همه از آن بگویند و آن را بیاموزند.

خط فکری دوم: در مقابل آن و در مقام مبارزه با آن است که شامل تبلیغات سوءبر ضد دین و قرآن و ترویج موسیقی های مبتذل و سرگرمی های غافل کننده می شود که مردم را از پرداختن به قرآن باز می دارد و نیز از طریق مشغول کردن مردم به انواع سریالهای منحرف کننده وغیره که دکانی در برابر آموزشهای معرفتی قرآن شده، بازار قرآن را از رونق می اندازد و آیات مذکور از آنها به « لهوالحدیث » تعبیر آورده است.

حال شما مقایسه کنید که امروزه رسانه های صوتی و تصویری ما و جراید از روزنامه ها و مجلات و بحثها  و میزگردها ، بیشتر در زمینه کدامین خط فکری تأثیر گذاری می کند( قرآن یا لهوالحدیث).

فضیلت سوره: از رسول اکرم (ص) روایت شده که هرکس این سوره را بخواند، حضرت لقمان در قیامت دوست و رفیق او می شود و به عدد کسانی که کارخوب یا بد کرده اند  10 حسنه به او داده می شود.( مجمع البیان ج 8 ص 312 )

در حدیثی از امام باقر(ع) می خوانیم: هرکس این سوره را در شب بخواند خداوند 30 فرشته را  تا صبح در برابر شیطان

صفحه1

ولشگر او، مأمور حفظ او می کند و اگر در روز بخواند ، فرشتگان مزبور اورا تا غروب حفاظت می کنند.( نورالثقلین ج 4 ص 193)

آیات 5-1) با حروف مقطعه شروع شده و حکمت آموزی قرآن را خاطر نشان ساخته است، می فرماید : این آیات کتاب حکیم است، دراینجا به قرآن با اسم اشاره دور «فلک» اشاره کرده تا بگوید افق قرآن کریم تا افق رب العالمین،  بلند است.

این کتاب حکیم،  مایه هدایت و رحمت برای نیکو کاران است در اینجا رحمت را بعد از هدایت آورده بخاطر اینکه انسان وقتی هدایت شریعت را پذیرفت و به احکام آن ملتزم شد، خداوند به او نگاه رحمت می کند و اورا به سعادت دنیوی و اخروی می رساند.

آیه 4) ودر این آیه محسنین را با سه ویژگی نماز، زکات و ایمان به رستاخیز توصیف می کند.

قاعدۀ کلی اینست که ایمان و باور انسان به معاد ، رابطۀ مستقیم و علّی و معلولی با گناه و ترک گناه دارد.

هرچه باور انسان به معاد شفاف تر باشد ترک گناه و عمل به تکالیف دین قطعی تر می شود.

آیات 7-6) شأن نزول: گفته اند این آیه دربارۀ (نضربن حارث) نازل شده است ، او برای تجارت به ایران سفر می کرد و داستانهای ایرانیان را فرا گرفته، برای قریش نقل می کرد و می گفت: اگر محمد(ص) برای شما سرگذشت عاد و ثمود را بیان می کند، من داستانهای رستم اسفندیار و اخبار کسری و سلاطین عجم را بازگو می کنم. لذا عده ای به طرف او می رفتندو استماع قرآن را ترک می کردند.

برخی هم گفته اند : این آیه درباره کسی است که او کنیز خوانده ای خریداری کرده بود و شب وروز خوانندگی می کرد و اورا ازیاد خدا غافل می نمود.

حدیث ) پیامبر(ص) : آموزش کنیزان خواننده و خرید و فروش آنها حرام است و درآمدی که از این راه به دست می آید نیزحرام است.

غنا وموسیقی و مشغولیت به برنامه های منحرف کننده از دامهای شیطان است.

حدیث)امیر مؤمنان حضرت علی(ع) فرمودند: هرچیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند در حکم قمار است.

صفحه2

آیات11 - 8 ) در این آیات توجه انسان را به آیات آفاقی سوق داده و نکاتی از خلقت آسمان و زمین را متذکر می شود که دانش امروز بشری به پاره ای از آنها دست یافته است.

آیه 10) آنگاه پس از ذکر ظرایف آفرینش ، با خطاب به مشرکان عالم می گوید: این آفرینش خداوند است ، حالا شما بگوئید، خدایان و معبودان شما کدام آفرینش را ایجاد کرده اند .

این آیه از دلائل توحید که یکی دیگر از اساسی ترین اصول اعتقادی است سخن می گوید.

نخست به پنج قسمت از آفرینش پروردگار که پیوند نا گسستنی با هم دارند، اشاره می کند، این موارد عبارتنداز: آفرینش آسمان، و معلق بودن کرات در فضا و نیز آفرینش کوهها برای حفظ ثبات زمین، سپس آفرینش جنبندگان ، وبعد از آن آب و گیاهان که وسیلۀ تغذیه آنهاست.

و می فرماید: خداوند آسمانها را بدون ستونی که قابل رؤیت باشد آفرید ( خَلَقَ السَّمواتِ بِغَیرِعَمَدٍ تَرَونَها ).

و این اعجاز علمی قرآن است که امروزه دانش نجومی آن را فهمیده است، میان تمام کرات آسمانی نیروهای متعدد جاذبه و دافعه، فاصله ها را محفوظ نگاه داشته که تکیه گاه آنها می باشد و اگر این ستونهای جذب و دفعی مختل شود، ستارگان در هم می ریزند.  

در ادامه به نقش کوهها در زمین اشاره می کند و می گوید : خداوند در زمین کوههای استوار و بلندوبالایی افکند تا زمین شمارا نلغزاند و متزلزل نکند.( وَ اَلقی فِی الاَرضِ رَواسیَ اَن تَمیدَ بِکُم )

یعنی کوهها مایه ثبات و وقار زمینند ، ریشه این سلسله کوهها از درون زمین به هم پیوسته است و چون بتون مسلحی از میلگردها ، کره زمین را در برابر فشارهای بیرونی و درونی محکم نگاه داشته است و گرنه زمین به زودی از هم می پاشید و جاذبه ماه و خورشید در پوسته زمین جزر و مد عظیمی پدید می آورد.

حال که نعمت آرامش آسمان به وسیله ستون نامرئی،آرامش زمین به وسیله کوهها تأمین شد نوبت به آفرینش انواع موجودات زنده و آرامش آنها می رسدکه در محیطی آرام بتوانند قدم به عرصۀ حیات بگذارند.

و می فرماید: و در روی زمین از هر جنبنده ای منتشر ساخت ( وَبَثَّ فیها مِن کُلَّ دابَّهٍ ) ونکته جالب اینجاست که ما

صفحه3

شرایط زندگی را در زمین به گونه ای قرار دادیم که هرگونه جاندار ریز و درشتی بتواند در آن رشد ونمو و زندگی کند، از حیوانات غول پیکر برّی و بحری گرفته  تا حشرات ریز ، درآن زندگی می کنند و این حاکی از ظریف کاری در مهندسی عالم است.

آیه 11) بعد از ذکر عظمت خداوند در جهان آفرینش  ، روی سخن را به مشرکان کرده و آنان را مورد بازخواست قرار می دهد ، می گوید: این آفرینش خداست ، اما به من نشان دهید معبودان غیر او چه آفریده اند. ( هذا خَلقُ ا... فَاَرُونی ماذا خَلَقَ الَّذینَ مِن دُونِه ).

مسلماً آنها نمی توانستند ادعا کنند هیچیک از مخلوقات این جهان مخلوق بتها هستند ، بنا براین به توحید خالقیت معترف بودند ، با این حال چگونه می توانستند شرک در عبادت را توجیه کنند.

لذا در پایان آیه عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده ومی گوید: ولی ظالمان در گمراهی آشکارند.( بَلِ الظالِمُونَ فی ضَلالٍ مُبینٍ)

آیه 12)در این آیات و آیات بعد نصایح حکمت آمیز لقمان را خاطر نشان می سازد ،؛ در این آیات 4 بار کلمه «شکر» تکرار شده که رمز آن توحید است . چرا که شکر ، شناخت قدر حق ، و همه حقها از آن خداست .

در اینجا ازشرک نهی و به قدردانی و احسان والدین توصیه شده ، در این آیات از اطاعت اشخاص در معصیت خدا نهی مطلق شده است.

حکمت، علم، دانش استوار و شناخت درست حقایق و مسائل به همان صورت واقعی است.

این معرفت درانسان ، اخلاق پاک و تقوی و هدایت می آفریند ، زیرا او باطن زشت و کریه جرم و گناه و سیمای زیبای نیکیها و فضایل اخلاقی را درک می کند.

حدیث) از امام صادق(ع) : در تفسیر آیه مذکور فرمودند: مراد از حکمت، فهم و عقل است.

حدیث) رسول اکرم(ص)فرمودند: من به حق می گویم که لقمان پیامبر نبود ، ولی بنده ای بود که بسیار فکر می کرد ،

ایمان و یقینش عالی بود، خدارا دوست می داشت، و خدا نیز اورا دوست داشت، و نعمت حکمت بر او ارزانی فرمود........

صفحه4

آیه می فرماید: مابه لقمان حکمت دادیم و گفتیم: شکر خدا را بجا آور، هرکس شکر گذاری کند تنها به سود خود شکر کرده و هرکس کفران کند زیانی به خدا نمی رساند ، خدا بی نیاز و ستوده است.

حکمتی که قرآن از آن سخن می گوید، مجموعه ای از معرفت و علم، اخلاق پاک و تقوی و نور هدایت است.

لقمان بخاطر داشتن حکمت به شکر خداوند پرداخت، او هدف نعمتهای الهی و کاربرد آن را می دانست و آنهارا در همان هدفی که برای آن آفریده شده بود بکار می بست واصل حکمت اینست:« به کاربستن هرچیز در جای خود » پس شکر و حکمت به یک نقطه باز می گردند.

آیه 13) بعد از معرفی لقمان می فرماید: به خاطر بیاور « هنگامی که لقمان به فرزندش گفت: پسرم چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک ظلم بزرگی است»

آیه 14) نخست می فرماید: و ما به انسان درمورد پدر و مادرش سفارش کردیم و به زحمات مادر اشاره می کند: «مادرش اورا با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد» و اضافه می کند:« ودوران شیرخوارگی اودر دوسال پایان می یابد » سپس می گوید: « برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور» ودرپایان می فرماید:« بازگشت همه شما بسوی من است».

آیه 15) هرگاه آن دو (پدر و مادر) تلاش کنند که توچیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری(بلکه میدانی باطل است)از ایشان اطاعت مکن و از کسانی پیروی کن که توبه کنان بسوی من آمدند پس باز گشت شما بسوی من است و من شمارا از آنچه در دنیا می کردید، آگاه می سازم.

آیات 19-16) لقمان توجه فرزندخودرا به مسائل معاد و دقت حساب و کتاب آخرت جلب کرده اورا به انجام واجبات از نماز و امر به معروف و نهی ارمنکر توصیه می کند و سپس به تواضع در روابط با مردم سفارش کرده و از غرور و فخر فروشی ، از متکبرانه وبلند حرف زدن با مردم نهی کرده است.

باور داشتن به اینکه ذره ترین اعمال انسان در این عالم و در علم الهی برای قیامت نگهداری می شود ، در اصلاح نفس و پرهیز از گناه و عمل به واجبات ، نقش اساسی دارد.

حدیث) رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که برای خدا فروتنی کند ، خدا اورا بر بسیاری از بندگانش برتری می بخشد.

صفحه5

آیات 24-20) در این آیات می فرماید: اگر آنها اهل خرد ورزی باشند باید از این همه نعمتهای اعطایی خداوند به یکتا پرستی روی آورند ، ولی آنها منطقی جز این ندارند که ما گذشتگان خودرا بت پرست یافتیم، و مقلد آنها هستیم ، آنها را به حال خود رها کن و بدان هرکس خودرا تسلیم خداوند کرد، به سعادت رسیده است و ما کافران را در دنیا مختصری برخوردار می کنیم و سپس آنهارا به سوی عذاب می کشانیم.

حدیث) درباره نعمت از امام باقر(ع): نعمت آشکار، پیامبر و معرفت ا.. و توحید است و اما نعمت باطن ،ولایت اهل بیت و محبت ما.

در پایان آیه دربارۀکسانی سخن می گوید که منکر این همه نعمتهای خداوند هستند و به جدال و ستیز دربرابر حق برمی خیزند، می گوید: و برخی مردم دربارۀ خدا بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری مجادله می کنند.

آیات 28-25) دراین آیات خاطر نشان می سازد که توحید یک امر فطری است ، سپس به وسعت و علم خدا و آمار آفریده های خدا اشاره کرده و بینهایت بودن آنها را در قالب تمثیلی بازگو میکند و بعد به شنوا وبینا بودن خداوند اشاره دارد یعنی خداوند تمام سخنان انسانها را می شنود ،حتی حدیث نفس درونیشان را استماع می کند و نیِّت انسان که همان حدیث نفس است و درون و بیرون آنها را می بیند، پس چیزی از وجود ظاهری و باطنی انسانها از شنود و رؤیت خداوند بیرون نیست.

وبرای خداوند سخت و آسان و کوچک وبزرگ مطرح نیست بلکه برای بشر اینها خیلی سنگین می آید ولی برای قدرت نامحدود خداوند این تقسیم بندیها موردی ندارد زیرا او با یک اراده می آفریند و تفاوت نمی کند که ارادۀ او آفرینش عالم عظیم باشد یا آفرینش یک دانه گندم. بگوید: باش ،پس می شود.

آیات 32-29) در این آیات به قسمتی از تدبیر امور زیستی و نظام زندگی انسان اشاره کرده می گوید: خداوند با کم و زیادکردن شب و روز ، چهارفصل را پدید می آورد و نعمت دریا و بهره برداری از آن را در اختیار انسان گذاشته است ، همچنین توحید فطری انسان را که در بلایا، ظهور می کند خاطر نشان ساخته است.

توجه انسانها به انواع قدرت نمایی های خداوند که اندیشۀ توحیدی را تقویت می کند ، جلب می کند و همین طور اشاره به

صفحه6

اینکه این نظام کیهانی قرار نیست تا ابد ادامه یابد بلکه پایانی دارد و زندگی دنیا موقتی است.

در تفسیرها آمده است : به هنگام فتح مکه پیامبر(ص) جز چهارنفر همه را مشمول عفو عمومی کرد، عکرمه که یکی از آن چهار نفر بود ناچار به فرار گردید و سوار کشتی شد .

در وسط دریا طوفانی برخاست.

اهل کشتی گفتند: بیائید، از بتها وداع کنید. چرا که کاری از آنها ساخته نیست ، عکرمه گفت: خدایا من باتو عهدمی بندم که اگرمرا از این مهلکه نجات دهی دست در دست پیامبر گذارم و ایمان بیاورم ، او نجات یافت و نزد پیامبر آمد و مسلمان شد.

آیات 34-33) مفهوم کلی آیات اشاراتی به صحنه قیامت دارد که از فریب دادن شیطان و دنیا و هوای نفس شدیداً برحذر می دارد و سپس به علم غیب اختصاصی خدا در مورد زمان وقوع قیامت و زمان ومحل مرگ ومیر انسانها و غیره اشاره دارد.

کسی که بداند خداوند ناظر و آگاه از تمام اعمال و نیات اوست، کمتر گناه می کند و راحت تر به تکالیف دین همت می گمارد ، یعنی آن روز هرکسی چنان به خود گرفتار است و در پیچ و خم اعمال خویش مشغول است که به دیگری نمی پردازد حتی پدر و فرزند هیچکدام به فکر دیگری نیستند.

یکی از یاران امام صادق(ع) پرسید؟ آیا امام علم غیب می داند؟ فرمودند: نه، امام علم غیب نمی داند، ولی وقتی اراده کند که چیزی رابداند خداوند به او تعلیم می دهد.( اصول کافی ج1 ص 201 )      

برای حسن ختام چند نمونه ازسخنان لقمان حکیم:

- فرزندم دنیا دریای عمیقی است که خیلی ها در آن غرق شده اند ، کشتی خودرا ایمان به خدا قرار ده، بادبان آن توکلو توشه تو تقوی باشد، اگر سالم عبورکردی،به رحمت خداست و اگر هلاک شوی بخاطر گناهان توست(مجمع البیان ج 8 ص 317)

-  دستور بزرگتر را بشنو ، به درخواستهای مکشروع پاسخ مثبت ده و هرگز منفی بافی نکن. ( اصول کافی ج1 ص13)

- کتاب خدارا تلاوت کن و خدارا فراموش ننما.( المیزان ج 16 ص235)                              والسلام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 8:15  توسط مرضیه کاشانی مطلق  |